خاطراتابر بی باران 1
یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
خانواده
سهشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸
ملا نصرالدین
سلام. چند وقتی هست که میخوام مطلب بذارم اما اعصابم آروم نیست!!اینقدر کلافه ام که حوصله خودمم ندارم اما خوب مثل همیشه باید چهره غم و قایم کنم و خودمو شاد نشون بدم اونم با نیشای باز اینجوری ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست میانداختند. دو سکه به او نشان میدادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست میانداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت میآید و هم دیگر دستت نمیاندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آنهایم. شما نمیدانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آوردهام.
دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
دندون!!
پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸
بدشانسی
بدشانسم حسابی!!2تا داداش کوچکتر از خودم دارم که هم سایز خودم هستن و هر چی لباس دارم تکشون میزنن!!یکیش که دانشجوی دانشگاه بجنورده فقط عید و تابستون میاد این دفعه ای هم که اومد 4 مهر هرچی شلوار داشتم جمع کرده برده!!!این یکیم که تازه درسش تموم شده برام شده قوز بالا قوز!!این یکی فقط پیراهنماو تک میزنه و شلوار گرمکن برام نمیذاره.امروز صبح پاشدم برم سرکلاس دیدم تک شلواری که داشتم شسته شده و هنوز خیسه و شلواریم نیست که بپوشم از ناراحتی گرفتم خوابیدم بدون اینکه صدام دربیاد. چند لحظه پیش دیدم دوباره شلوار گرمکن جدیدمو داداشم پوشیده بهش میگم بازم که مال منو پوشیدی برمیگرده میگه مال خودمه!!خوب آدم نمیتونه حرف بزنی و نه داد و بیداد کنه!!همه چیز داره دست رو دست هم میذاره که برن تو اعصابم!!
پ ن : بخاطر بعضیا من کامنتام رو تایید نمیکنم چون از وقتی که وبلاگ زدم و وارد مسائل حاشیه ای شدم همیشه مزاحمای بودن که برای دوستانم پیام خصوصی میذاشتن و میذارن و از من بد میگن تازه از لینک کردنم به همین خاطر معذروم.
دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۸
اعصاب خورد کنی
حدودا چند دقیقه پیش داشتم خبر 30 : 20 رو میدیدم فوری که تموم شدن دیدم کانال رو عوض کردن زدن شبکه سه تا فیلم چرت وپرت ایرانی ببین.دوست داشتم اگه تنها بودم واین سریال و یا سریالی امثال این شروع میشود همچین بزنم تو تلویزیون که مثل خاکستر بشه.با این فیلماشون بجای اینکه نکته به این همه جوون یاد بدن همش عشق و عاشقیهای مزخرف و روشهای نادرست اینکارارو یاد میدن بعدم که سریال تموم میشه رئیس سازمان صدا و سیما میاد میگه از این سریال حدود 42 نکته اخلاقی و اجتماعی برداشته شده!!آخه آدم عاقل اگه اینهمه نکته ای که شما میگید وجود داشت که نور الانور بود همش نکته منفی هست یه نکته مثبتم شاید نداشته باشه فقط میخوان سر جوونارو شیره بمالن.من موندم اگه سریال قبلیشون رستگارن که گفتن 42 نکته اخلاقی داره بخوان فیلمای خارجی مشابه رو تجزیه و تحلیل کنن چه خواهند گفت. اگه انصاف داشته باشن باید بگن که نکات آموزنده سریالهای مشابه خارجی خارج از حد توصیف هست چند سالی هست که از تلویزیون با این فیلمای مزخرفش زده شدم.تنها برنامه های که نگاه میکنم خبر 30 : 20 و 11 شبکه خبر و برنامه 90 هست.ای کاش صدا و سیما رو سرشون خراب بشه که اینهمه فیلم چرت نسازن و تحویل مردم ندن. اون از سینماهاشون که دخترای خوشکل رو انتخاب میکنن تا اونارو وسیله قرار بدن و پولی بدست بیارن اینم از تلویزیونشون که مغز جوونای کم سن و سال رو به بازی میگیرن و منحرفشون میکنن بعدم دم از تهاجم فرهنگی استعمارو ....میزنن.آخرشم تو تحلیلهای شبکه های مختلفشون هی میگن دارن به اسلام توهین میکنن و فلان و بهمان.بخدا وقتی این صحبتاشون به گوشم میرسه دوست دارم اتفاقی بیفته که برا همیشه پخش برنامه های صدا و سیما قطع بشه.
|
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم هستم و تنهائی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد
