|
خاطرات ابر بی باران 1
| ||
|
اگه میخواى یکــــــیو از دست بــدى.....فقط کــافـیـه دوســـــــــــتـش داشـته باشـى ....هــــــــــــــــــمـیـن کـــــــــافـیـه .. .. ............ [ ۱۳٩۱/٢/٢٩ ] [ ٥:٢٥ ب.ظ ] [ خودم و خدا ]
سال ها عاشق یک شخص مجازی سخت است در خیالات خودت قصر بسازی سخت است مثل این است که کودک شده باشی آن وقت هی تو را باز نگیرند به بازی ، سخت است اینکه دنبال کنی سایه ی مجهولی را تا به هم خوردن خط های موازی سخت است این که یک عمر بدون تو قدم بردارم بین دروازه ی سعدی و نمازی سخت است گاه جغرافی چشمان تو خیلی ساده است گاه اثبات تو از راه ریاضی سخت است زیر پیراهن گل مخملی ات پیچیده ست عطر نارنج،ولی دست درازی سخت است!!! [ ۱۳٩۱/٢/٢٦ ] [ ۱٠:٤۱ ب.ظ ] [ خودم و خدا ]
دوست دارم بگیرمت [ ۱۳٩۱/٢/٢٤ ] [ ۱۱:۱٤ ب.ظ ] [ خودم و خدا ]
بعضی ادمها یهو میان ... یهو زندگیتو قشنگ میکنن... یهو میشن همه ی دلخوشیت ....... یهو میشن دلیل خنده هات... یهو میشن دلیل نفس کشیدنت.... بعد همینجوری یهو میرن.... یهو گند میزنن به آرزوهات... یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات . یهو همچی خراب میشه... [ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۳:٠٦ ب.ظ ] [ خودم و خدا ]
ادم ها فقط آدم هستند، نه بیشتر و نه کمتر... [ ۱۳٩۱/٢/۱٩ ] [ ۱٠:٥٩ ب.ظ ] [ خودم و خدا ]
می خواهم همه این روزها بگذرد
[ ۱۳٩۱/٢/٦ ] [ ۳:٠۳ ب.ظ ] [ خودم و خدا ]
خوش بحال کسانیکه تازه پا میذارن تو 20 سال! البته چون قدر این دوران و نمیدونن پس بی فایده است براشون!برای من یکی گذر عمر بجز خاطراتم چه شیرین و چه تلخ چیزی دیگه ای نداره البته یه چیز داره اونم تنها خواهر زاده ای هست که دارم هر چند بیشتر مواقع به دلیل اعصابی شدنم تحمل اونم ندارم!!
[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۱۱:۳۸ ب.ظ ] [ خودم و خدا ]
|
||